دشتوان
مترادفها
نگهبان دشت
لغت نامه دهخدا
دشتوان. [ دَش ْت ْ] ( اِ مرکب ) ناطر. ناطور. ( ملخص اللغات ). دشتبان.
جمله سازی با دشتوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو در سبزه دید اسپ را دشتوان گشاده زبان سوی او شد دوان
💡 چو از خواب بیدار شد پیلتن بدو دشتوان گفت کای اهرمن