لغت نامه دهخدا
دشت رزم. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. سکنه آن 129 تن. آب آن از رودخانه فهلیان. محصول آنجا غلات و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دشت رزم. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. سکنه آن 129 تن. آب آن از رودخانه فهلیان. محصول آنجا غلات و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دژم گشت گردون از آن دشت رزم فروماند مر زُهره را دل ز بزم
💡 یکی جنگ با بیژن افگند پی که این دشت رزم است گر باغ می
💡 ز پیران بپرسید افراسیاب که این دشت رزمست گر جای خواب
💡 به فرزانگان گفت کین دشت رزم به دل مر مرا چون خرامست و بزم
💡 جهاندار داند که بر دشت رزم چو من دیدم افگنده روی گرزم
💡 دشت رزم علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.