دشت رزم
مترادفها
میدان جنگ، میدان نبرد
لغت نامه دهخدا
دشت رزم. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. سکنه آن 129 تن. آب آن از رودخانه فهلیان. محصول آنجا غلات و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با دشت رزم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دژم گشت گردون از آن دشت رزم فروماند مر زُهره را دل ز بزم
💡 یکی جنگ با بیژن افگند پی که این دشت رزم است گر باغ می
💡 ز پیران بپرسید افراسیاب که این دشت رزمست گر جای خواب
💡 به فرزانگان گفت کین دشت رزم به دل مر مرا چون خرامست و بزم
💡 جهاندار داند که بر دشت رزم چو من دیدم افگنده روی گرزم
💡 دشت رزم علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
💡 شاعر در اشعار حماسی خود، دشت رزم را با شکوه و هیجان توصیف میکند، جایی که شجاعت پهلوانان در برابر دشمن آزموده میشد.
💡 صدای برخورد شمشیرها و غرش اسبان در میان دشت رزم، فضای سنگین و پر از تنشی را در آن میدان جنگ ایجاد کرده بود.
💡 افسانههای قدیمی همیشه از قهرمانانی میگویند که در میانه دشت رزم، با ایستادگی و غیرت خود، نام خود را در تاریخ ثبت کردند.