دستور زاده

لغت نامه دهخدا

دستورزاده. [ دَدَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) وزیرزاده. پسر وزیر:
دستورزاده ملک شرق بوالحسن
حجاج سرفراز همه دوده و تبار.فرخی.دستورزاده شاه ایران زمین
حجاج تاج خواجگان بوالحسن.فرخی.

فرهنگ فارسی

وزیر زاده. پسر وزیر

جمله سازی با دستور زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستور زاده شاه ایران زمین حجاج تاج خواجگان بوالحسن

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز