دست افکندن

لغت نامه دهخدا

دست افکندن. [ دَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دست انداختن.
- دست از دامن کسی یا چیزی افکندن؛ کنایه از جدا کردن. ( آنندراج ).
- دست فغان از دامن لب افکندن؛ خاموش شدن:
طاقتم بنگر کزآن تیغی که بر سر خورده ام
دردم از دامان لب دست فغان افکنده ام.سنائی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دست انداختن دست از دامن افکندن

جمله سازی با دست افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست افکندن نداری پای افتادن که هست هر کجا دستی بر آید ز آستین، افتاده باش

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز