لغت نامه دهخدا
دریای گرگان. [ دَرْ ی ِ گ ُ ] ( اِخ ) دریای خزر. بحرخزر. دریای آبسکون. رجوع به خزر در ردیف خود شود.
دریای گرگان. [ دَرْ ی ِ گ ُ ] ( اِخ ) دریای خزر. بحرخزر. دریای آبسکون. رجوع به خزر در ردیف خود شود.
بحر خزر دریای آسکون ( ه.م. ).
دریای خزر. بحر خزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریای گرگان یا دریای ورکانه یکی از دو نام این دریاچهٔ بزرگ در عهد هخامنشیان و همچنین اشکانیان است که در واقع یک ساتراپی (شهربانی یا در واقع استانداری امروزین) بودهاست.
💡 در دوران هخامنشیان، ایران به ساتراپیها (ایالات یا استانها) بخش میشده و هر ساتراپ نشین (ساتراپی) زیر فرماندهی حاکمی به نام خشترپاون (به زبان پارسی باستان) یا شترپوان (به زبان پهلوی) اداره میشده است و این نام به یونانی ساتراپ نیز یاد شده است که ساتراپی (شهربانی) پرثَوَه، با نام ایالت شانزدهم (شامل پارتها، خوارزمیها، سغدیها و هرَویها (هراتیها)) با شمال خراسان کهن برابر است و از طرف مغرب در دربند دریای گرگان با ساتراپی ماد همسایه بوده است.