لغت نامه دهخدا
دریای لعل. [ دَرْ ی ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از پیاله و صراحی و خم پر از شراب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
دریای لعل. [ دَرْ ی ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از پیاله و صراحی و خم پر از شراب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از پیاله و صراحی و خم پر از شراب باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشتی زرین در او دریای لعل از حبابش بادبان آخر کجاست
💡 ز بحر دی اگرت آرزو بود در عیش بیا و کشتی دریای لعل را دریاب
💡 ز سیم برف، زمین شد چون قلزم سیماب بیا و کشتی دریای لعل را دریاب