درگن

لغت نامه دهخدا

درگن. [ دَ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 192 هزارگزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو میناب به انگهران. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با درگن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در درگن‌استون، استنیس براتیون بعد از شکست خوردن در نبرد بلک‌واتر سرخورده شده‌است. مشاور او سر داووس بعد از تلاش برای کشتن ملیساندر، که هنوز به خدای خود، ارباب روشنایی، که به استنیس برای رسیدن به قدرت کمک خواهد کرد ایمان دارد، زندانی شده.

💡 خاندان تارگرین تنها یکی از حاکمان در ممالک والریا بود که در نهایت توانستند از نابودی عظیم والریا جان سالم به در ببرند. اینار تارگرین، پس از اینکه پیش‌گویی نابودی توسط دخترش را شنید، به همراه خانواده و ۵ اژدهایش راهی جزیره دورافتاده‌ای در نزدیکی وستروس شد. این محل درگن‌استون نامیده شد. ۱۲ سال بعد آتشفشان‌های نزدیک والریا طوفانی از نابودی به بار آورد و پایتخت والریا را به مخروبه تبدیل کرد. گفته می‌شود که میلیون‌ها ساکن آن در آتش و طوفان جان باختند و باقیمانده حاکمان والریایی که از محل حادثه دور بودند، توسط ملت‌های دربند و اسیرشده توسط آن‌ها، پایین کشیده شدند. بدین ترتیب تارگرین‌ها به تنها بازماندگان حکومت والریا تبدیل شدند. (منبع)

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز