لغت نامه دهخدا
درنگین. [ دْرَ / دِرَ ] ( اِخ ) نامی است که در قدیم به سرزمین سیستان می دادند. ( از یسنا ص 61 ).
درنگین. [ دْرَ / دِرَ ] ( اِخ ) نامی است که در قدیم به سرزمین سیستان می دادند. ( از یسنا ص 61 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نقش بیش نیست نگین را و لعل او دارد هزار رنگ سخن درنگین خویش
💡 در خاتم رسالتی ای ختم انبیا همچو نگین به خاتم و چون نقش درنگین
💡 هر آنکس را که دنیا درنگین است ورا صد دشمن بد در کمین است
💡 مرا ملک سلیمان درنگین است که انسانم بمعنی همنشین است