درمشان

لغت نامه دهخدا

درمشان. [ دِ رَ] ( اِخ ) نام ناحیتی به خراسان قدیم. صاحب حدود العالم گوید: از دو ناحیت است یکی از بُست و دیگر از گوزگانان و این به ربوشاران پیوسته است و از این ناحیت آبها برود و با آبهای ربوشاران یکی شود و رود مرو ازاین آبهاست و مهتر این ناحیت را درمشی شاه خوانند.

فرهنگ فارسی

نام ناحیتی به خراسان قدیم

جمله سازی با درمشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درمشان بده رومیان را زگنج بدادن نباید که بینند رنج