درم خوار

لغت نامه دهخدا

درم خوار. [ دِ رَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) هزینه کننده درم. که درم نگاه ندارد و برهم نینبارد. مقابل درم دوست و درم جوی:
تا درم خوار و درم بخش بود مرد سخی
تا درم جوی و درم دوست بود مرد لئیم.فرخی.

فرهنگ فارسی

هزینه کنند. درم که درم نگاه ندارد و بر هم نینبارد مقابل درم دوست و درم جوی

جمله سازی با درم خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر اندیشه تخت اگر دار کرد گرامی شد آنکو درم خوار کرد

💡 گشادن در گنج را گاه دید درم خوار شد چون پسر شاه دید

💡 چو رفتی سوی کشور کاردار بدو شاه گفتی درم خوار دار

💡 هزار اشتر بارکش بار کرد تن‌آسان شد آنکو درم خوار کرد

💡 هرآنکس که از بد هراسان شود درم خوار گیرد تن آسان شود

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز