درشت اندام

لغت نامه دهخدا

درشت اندام. [ دُ رُ اَ ] ( ص مرکب ) که اندامی درشت دارد. که اندام او کلان باشد. درشت بدن. درشت هیکل. جافی. حِضَجْم. خَطلاء. عَشز. عِظْیَر. عُکْبُرة. عِلْکِد. عِلْکِر. عَلْکَز. عَلَنْکَز. غَطْیَر. فدوکس. قَبَعْتَری ̍. قصاقص. قصقاص. کَعْبَرة. کَلِع. مَتن. مَکْنَئِب. حُضاجِم. حِضْجِم. درشت اندام سطبرگوشت. عَشَنْزَر. عَشَنْزَرة. سخت و درشت اندام و بزرگ از هر چیزی. عَشَوْزَن. مرد سخت و درشت اندام. غَضْفَر. غضنفر. درشت اندام درشتخوی. لُک. لَکیک. ملکَّک. درشت اندام پرگوشت. مَتانة. درشت اندام و سخت گردیدن مرد. هذلول؛ اسب دراز درشت اندام. هضب؛ سخت و درشت اندام توانا. هلوف؛ مرد گران سنگ درشت اندام گران جان. هَمِر؛ درشت اندام فربه. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

که اندامی درشت دارد که اندام او کلان باشد درشت بدن درشت هیکل

جمله سازی با درشت اندام

💡 افرادی که عینک می‌زنند، افرادی که گوش بلند و گوش لبه‌دار هستند، افرادی که گوش‌های بزرگی دارند، افراد درشت اندام و افراد کوچک اندام (منظور اضافه وزن و کمبود وزن نیست، بلکه اندام طبیعی یک فرد از نوزادی و بدون هیچ بیماری و اختلالی باشد)، افراد دارای قد بلند و افراد دارای قد کوتاه

💡 کاشت (بزرگ کردن) سینه های لورر بعد از اینکه در یک مسابقه کشتی خراب شد، کاشتی دیگر به‌طور اختصاصی برای او انجام شد. او هم چنین از جراحی پلاستیک خود می‌نالد و می‌گوید نتیجه کاشت در آن قالبی که می‌خواسته نبوده. کاشت سینه های ویژه او، مدلی برای چاینای ۲۰۰۰ بود. مدلی از کاشت‌های سینه که امروزه برای زنان درشت اندام و زنان شرکت‌کننده در مسابقات زیبایی اندام عرضه می‌شود. لورر ادعا می‌کند برای این کاشت ویژه ۶۰۰۰ دلار پرداخته‌است.