درخواندن

لغت نامه دهخدا

درخواندن. [ دَ خوا /خا دَ ] ( مص مرکب ) خواندن. آواز کردن. پیش طلبیدن: دهگان و پنجگان را همی درخواندندی [ به خانه خواب ذوالاعواد ] و همی کشتند، تا مهتران سپری شدند. ( مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به خواندن شود.

جمله سازی با درخواندن

💡 و در الدر المنثور است كه بخارى در تاريخ خود از ابى جعفر محمد بن على (عليهماالسلام) روايت كرده كه گفت: چرا بسم اللّه الرحمن الرحيم را از قرآن حاشا كرديد و آن را جزوقرآن نمى دانيد؟ با اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى وارد منزلشمى شد و قريش نزدش جمع مى شدند، حضرت مى خواند: بسم اللّه الرحمن الرحيم، و درخواندن آن صدايش را بلند مى كرد، قريش فرار مى كردند، خداوند اين آيه را فرستاد(و اذا ذكرت ربّك فى القرآن وحده ولّوا على ادبارهم نفورا) و طبق اين آيه بسم اللّهالرّحمن الرّحيم )، جزو قرآن است.

💡 سياق آيات مورد بحث شهادت مى دهد بر اينكه در اين آيه تعرضى نسبت به چگونگى تلقى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بر وحى قرآن شده است، و بنابراين ضمير در (وحيه ) به قرآن بر مى گردد، و جمله (و لاتعجل بالقرآن ) نهى از عجله در قرائت قرآن است. و معناى جمله (منقبل ان يقضى اليك وحيه ) اين است كه قبل از تمام شدن وحى از ناحيه فرشته وحى، درخواندن آن عجله مكن.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز