در گذارنده

مترادف‌ها

گذری، عبوری

لغت نامه دهخدا

درگذارنده. [ دَ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) درگذار. غافر. غفار. غفور. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). عَفُوّ. ( مهذب الاسماء ). بخشاینده. بخشایشگر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) عفو کننده بخشاینده در گذرنده.

جمله سازی با در گذارنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ، باز دارنده از گرویدن بخدای، مُعْتَدٍ مُرِیبٍ (۲۵) اندازه در گذارنده بایمان.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران