دخشم

لغت نامه دهخدا

دخشم. [دَ ش َ / دُ ش ُ ] ( ع ص ) سطبر درشت و سیاه و کوتاه بالا. || ( اِخ ) نام مردی است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با دخشم

💡 رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن دخشم را كه ازقبيله بنى عمرو بن عوف بود فرستاد و به ايشان فرمود: به اين مسجدى كه مردمى ظالمآنجا را ساختهاند برويد، و خرابش نموده آن را آتش بزنيد. و در روايت ديگرى آمده كهعمار ياسر و وحشى را فرستاد و آندو آن مسجد را آتش زدند، و دستور داد تا جاى آن راخاكروبه دان نموده، كثافات محل را در آنجا بريزند.

💡 هر چه بود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد،بلكه همانگونه كه گفتيم بعضى از مسلمانان (مالك بن دخشم، و معنى بن عدى، و عامربن سكر، يا عاصم بن عدى ) را ماءموريت داد كه مسجد را بسوزانند و ويران كنند، آنها چنينكردند نخست به وسيله آتش سقف مسجد را سوزاندند و بعد ديوارها را ويران ساختند و سرانجام محل آنرا مركزى براى ريختن زباله ها قرار دادند(2).