دختر نعش
لغت نامه دهخدا
دختر نعش. [ دُ ت َرِ ن َ ] ( اِخ ) بنات نعش. بنات النعش. هفتورنگ. هفت ستاره روشن اند که از آن چهار ستاره را که مانند چهارگوشه اند «نعش » و سه ستاره دیگر را «بنات » نامند.
- دختر نعش را کند پروین؛ یعنی پریشان و پراکنده را جمع کند:
تا ببینی چو در نظام امور
دختر نعش را کند پروین.انوری ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بنات نعش
جمله سازی با دختر نعش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا ببینی که در نظام امور دختر نعش را کند پروین
💡 رای او چون در انتظام شود دختر نعش را کند پروین
💡 گر به چرخ این سگان برآیندی دختر نعش را بگایندی
💡 مهین دختر نعش چون صولجانی کهن دختر نعش مانند قفلی
💡 دختر نعش گواهی نتواند دادن که چنو زاده بود مادر ایام پسر