دبیق

لغت نامه دهخدا

دبیق. [ دَ ] ( اِخ ) شهریست به مصر. از آنجاست جامه های دبیقی. ( منتهی الارب ). شهرکی بوده است میان فرماء و تنیس از اعمال مصر و ثیاب دبیقی به آن منسوبست. ( معجم البلدان ).
دبیق. [ دَ ] ( ع مص ) پر شدن حوض. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

یکی از شهرهای مصر سفلی که پارچه دبیقی بدان منسوبست.

جمله سازی با دبیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوران اسلامی مرغوبیت پارچه‌های شوشتری در حدی بود که مورد توجـه خلفـا بـود و معتضـد عباسـی سفارش کرده بود که لباس او از بهترین پارچه‌هاي شوشتری و دبیقی تهیه شود.(مسـعودي، 1360: 628/2) بـه گـزارش جغرافینگاران در شوشتر دیباهایی بافته میشد که «به جملۀ دنیا» می‌بردند. جامـۀ کعبه از دیبای شوشتر بود. براي همۀ پادشاهان عراق در شوشـتر طـراز آمـاده

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز