لغت نامه دهخدا
دبن. [ دِ ] ( ع اِ ) آغل گوسپندان. ( منتهی الارب ).
دبن. [ دِ ] ( اِ ) سریشم. ( ناظم الاطباء ).اما می نماید که محرف دبق باشد. رجوع به دبق باشد.
دبن. [ دِ ] ( ع اِ ) آغل گوسپندان. ( منتهی الارب ).
دبن. [ دِ ] ( اِ ) سریشم. ( ناظم الاطباء ).اما می نماید که محرف دبق باشد. رجوع به دبق باشد.
آغل گوسفندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گونه در استانهای ویتنام نظیر استان کوانگ نام، استان کوانگ نگای، استان بین دبن، استان کون توم، و استان گیلان لای مشاهده میشود. بیشترین جمعیت باقیمانده از این حیوان ۵۵۰ تا ۷۰۰ عدد تخمین زده شدهاست.
💡 رود دبن رودی است به دریای شمال میریزد. این رود از کشور بریتانیا میگذرد.
💡 برهمن زادهٔ زنّاربندی برده ایمانم که سودا می کنم باکفر زلفش دبن و دنیا را
💡 رای اعلای تودایم ملک و دبن را تربیت از کمال نصرت و تایید ربانی کند
💡 این سریال تا به حال موسیقیهای تیتراژ زیادی داشته است که سازندگان آنها به ترتیب عبارتند از ران گرینر، پیتر هاول، کف مک کلو، جان دبنی و موری گولد.