دبستانی

لغت نامه دهخدا

دبستانی. [ دَ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به دبستان. || شاگرد دبستان. شاگرد مکتب.طفل دبستان. طفل مکتب خانه. ( برهان ). بچه مکتبی. سبق خوان. متکلم. دیسانی. ( لغت محلی شوشتر ):
شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی
تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی.خاقانی.ز هفت ساله دبستانیان دعا اینست
که باد عمر تو صدبار برتر از هفتاد.کلامی اصفهانی ( از جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

منسوب به دبستان

جمله سازی با دبستانی

💡 - معمولاً دندان‌قروچه در کودکان پیش دبستانی نیاز به اقدامی ندارد، ولی کودکان بزرگ‌تر نیاز به روکش موقتی دندان یا محافظ دهان در شب (هنگام خواب) دارند تا از دندان‌قروچه آن‌ها جلوگیری شود.

💡 بر اساس گزارش معلمان و مادران، ۷۵ درصد کودکان پیش دبستانی حداقل یک دوست داشتند. این رقم تا کلاس پنجم به ۷۸٪ افزایش یافت، و ۵۵٪ یک دوست صمیمی مشترک داشتند.

💡 عشق من و تو ای ماه بیرون ز شگفتی نیست من پیر جهان‌دیده‌، تو طفل دبستانی

💡 چنان‌ شد راست کار ملک‌ ازو کاندر دبستان‌ هم نگردد از پی تعلیم خم طفل دبستانی

💡 ۹. «فعالیت نمایش خلاق کودک در دوره پیش دبستان» با لاله مالمیر، کتاب؛ فعالیت‌های یاد دهی – یادگیری برنامه درسی برای دوره پیش دبستانی،به کوشش نبی اله صادقیان، اسداله شعبانی، انتشارات توکا ۱۳۸۵ تهران.

💡 از آن چون لوح طفلانم به سرخی اشک و زردی رخ که دل را نشرهٔ عید است ز آن پیر دبستانی