واژهی «دباخ» در زبان فارسی واژهای کهن و کمتر کاربردی است که در برخی منابع لغت مانند دهخدا و آنندراج آمده است و بهمعنای بازیچه، چیز بیاهمیت یا وسیلهی سرگرمی است. این واژه امروزه در گفتار عمومی استفاده نمیشود، اما در متون ادبی قدیم ممکن است بهصورت مجازی برای اشاره به چیزی یا کسی که جدی گرفته نمیشود، به کار رود.
بهدلیل شباهت آوایی و نوشتاری، گاهی «دباخ» با واژهی «دباغ» اشتباه گرفته میشود، درحالیکه این دو از نظر معنا و ریشه کاملاً متفاوتاند. دباغ واژهای عربیالاصل است که در فارسی نیز وارد شده و بهمعنای کسی است که پوست حیوانات را دباغی میکند، یعنی با مواد مخصوص، آن را از حالت خام به چرم قابل استفاده تبدیل میسازد.