داهن. [ هَِ ] ( ع ص ) لحیة داهن؛ ریش چرب روغن مالیده. ( منتهی الارب ).
لحیه داهن
💡 اشک ما را پاس ناموس ضعیفی داغکرد ورنه مژگان تا به جیب و داهن ال مقدار نیست