دارنگ

لغت نامه دهخدا

دارنگ. [ رِ ] ( اِ ) خوانی یا طبقی که گوشت بر آن نهند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خوانی یا طبقی که گوشت بر آن نمند

جمله سازی با دارنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان سیاخ دارنگون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸۴ نفر (۸۸خانوار) بوده‌است.

💡 دهداری شوراب، روستایی در دهستان دارنگون بخش سیاخ دارنگون شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.

💡 خانه خمیس سفلی، روستایی در دهستان سیاخ بخش سیاخ دارنگون شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.

💡 این روستا در دهستان سیاخ دارنگون قرار داشته است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۵ نفر (۵۴خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان سیاخ دارنگون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷۱ نفر (۸۵خانوار) بوده‌است.

💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان دارنگون برابر با ۵٬۲۱۲ نفر بوده است.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز