لغت نامه دهخدا
دارالسعاده. [ رُس ْ س َ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دارالخلافه است. ( ناظم الاطباء ).
|| ( اِخ ) لقب شهر زنجان. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
دارالسعاده. [ رُس ْ س َ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دارالخلافه است. ( ناظم الاطباء ).
|| ( اِخ ) لقب شهر زنجان. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
عنوان شهر (( زنجان ) ) است.
دار الخلافه است
💡 در عرفان اسلامی نیز شبیه این مطالب را میبینیم. از نظر ابن عربی معرفت یا غفلت انسان به حقیقت خویشتن است که او را سعید یا شقی میسازد و البته میدانیم که حقیقت انسان جز حقیقت حق و تجلی حق تعالی نیست. بهشت که ابن عربی آن را دارالسعاده مینامد، به اعتقاد وی صورتی است که در ذات هر انسان، که جز حقیقت حق نیست، مستتر شده و ورود به بهشت یعنی بازگشت به این صورت و یافتن صفات حقی که در آن تجلی یافتهاست؛ بنابراین، سعادت یعنی معرفت به خداوند و وحدت ذاتی وجود، و شقاوت یعنی محرومیت از این معرفت و تنها معیار سعادت و شقاوت، علم و معرفت است.