خیسیده

لغت نامه دهخدا

خیسیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) خیس شده. خیس خورده. نرم شده در آب. || بسیار ترشده. || ترنهاده. منقوع. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ترشده مرطوب آبدیده.
خیس شده خیس خورده

جمله سازی با خیسیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان از آب دیده شد چو دریا گل خیسیده را در نم چه باشد

بپرمه یعنی چه؟
بپرمه یعنی چه؟
ریش سفید یعنی چه؟
ریش سفید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز