لغت نامه دهخدا
خیره رویی. [ رَ / رِ] ( حامص مرکب ) پررویی. بی حیایی. بی شرمی. شوخ چشمی.
- خیره رویی کردن؛ پررویی کردن. بی حیائی کردن، بی شرمی کردن.
خیره رویی. [ رَ / رِ] ( حامص مرکب ) پررویی. بی حیایی. بی شرمی. شوخ چشمی.
- خیره رویی کردن؛ پررویی کردن. بی حیائی کردن، بی شرمی کردن.
پر رویی بی حیایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیره رویی ز تیرهرایی به بیزبانی ز ژاژ خایی به