خوی گر

لغت نامه دهخدا

خوی گر. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) عادت. ( ناظم الاطباء ). || طبیعت. || روش. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) معتاد. خوگر. ( یادداشت بخط مؤلف ). مُعاوِد. خوی گر بچیزی. تمرین؛ خوی گر ساختن کسی را بچیزی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

عادت یا طبیعت

جمله سازی با خوی گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمگین دلم که خوی گر درد و محنت است تا غم بود کجا نگرد سوی خوشدلی؟

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز