خوندن
مترادفها
خواندن، مطالعه کردن، آواز خواندن
متضادها
نوشتن
لغت نامه دهخدا
خوندن. [ خ ُ دَ ] ( مص ) خواندن. قرائت کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خواندن شود.
فرهنگ فارسی
خواندن قرائت کردن
جمله سازی با خوندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این شماره میبینیم که چت جی پی تی چطوری میتونه با خوندن گیگابایتها متن و تحلیل کلماتشون، برامون جادوگری کنه.
💡 خلاصه امیدوارم ارزش خوندن داشته باشه.
💡 او تمام شب را مشغول خوندن کتابهای تاریخ بود تا بتواند اطلاعات کافی برای تحقیق و نگارش مقاله خود را در مورد دوران باستان جمعآوری کند.
💡 خوندن موسیقی با صدای بلند در محیطهای آرام مانند کتابخانه یا بیمارستان، میتواند باعث ایجاد مزاحمت برای دیگران و کاهش تمرکز افراد در آن مکان شود.
💡 یادگیری مهارتهای جدید از طریق خوندن مقالات علمی و تخصصی، یکی از بهترین راهها برای رشد فردی و ارتقای سطح دانش در دنیای پرشتاب امروز است.