لغت نامه دهخدا
خوش عمل. [ خوَش ْ / خُش ْ ع َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه عمل نکو دارد. خوب عمل. با عمل خوب. با عمل خوش. خوش کردار. خوش رفتار.
خوش عمل. [ خوَش ْ / خُش ْ ع َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه عمل نکو دارد. خوب عمل. با عمل خوب. با عمل خوش. خوش کردار. خوش رفتار.
آنکه عمل نکو دارد خوب کرداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه جنت نه آن جنت ای خوش عمل که در وی روان است شیر و عسل
💡 گفت آری خوش عمل کردی بدان تا بگویم پند ثالث رایگان
💡 ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان عنبرفشان
💡 سیم تنا، خوش عملی نیست این دل ز کسان بردن و بگریختن
💡 طغرل بن ارسلان بن طغرل بن سلطان ملکشاه، زیبا صورت و لطیف سیما، خوش عمل بود و به فارسی و عربی شعر نیک همی سرود: شعر زیر از اوست: