خوش سودائی
مترادفها
خیالاتی، رویاپرداز، سودایی
لغت نامه دهخدا
خوش سودائی. [ خوَش ْ / خُش ْ س َ / سُو ] ( حامص مرکب ) خوش معاملگی. خوش حسابی. خوش داد و ستدی. || خوش تخیلی. خوش پنداری.
جمله سازی با خوش سودائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما از سر زلف خویش سودا زده ایم خوش سودائی که دائما بر سر ماست