لغت نامه دهخدا
خوش ذات. [ خوَش ْ / خُش ْ ]( ص مرکب ) خوش فطرت. خوش جبلت. مقابل بدذات. پاک گهر.
خوش ذات. [ خوَش ْ / خُش ْ ]( ص مرکب ) خوش فطرت. خوش جبلت. مقابل بدذات. پاک گهر.
خوش فطرتی خوش طینتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان در مورد مثلث عشقی بین یک دانشجوی خوش ذات، دوست دختر از همه جا بیخبر او و تبهکاری خردهپا است...