خوش بختانه

مترادف‌ها

خوشبختانه، به خوش‌اقبالی

متضادها

بدبختانه

لغت نامه دهخدا

خوش بختانه. [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی خوشبختی. از حسن اتفاق. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

از روی خوشبختی از حسن اتفاق

جمله سازی با خوش بختانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 محوطه بنیان می‌کنند، که تاکنون پابرجا مانده‌است و دانش آموزان در آن درس می‌خوانند. خوش بختانه یادداشت قسمتی از این واقعه در دفتر خاطرات یکی از کوخردی‌ها که در آن زمان از شارجه به کوخرد آمده بوده‌است ثبت شده‌است، این اطلاعات به «محلهٔ أول» که به (محلهٔ بُنجُرون) معروف بوده‌است تعلق دارد.

💡 روش کاهش مونتگمری که بر اساس راست‌ترین مقدار حاصل کار می‌کند، راه حلی برای این مشکل است؛ گرچه مانند روش جمع با ذخیره رقم نقلی، مقدار ثابتی حافظه مصرف می‌کند. به همین دلیل یک سری از آن‌ها ممکن است زمان ذخیره کند ولی یک ضرب این کار را نمی‌کند. خوش بختانه به توان رساندن که یک سری ضرب است، پرکاربردترین عمل در رمزنگاری است.

💡 خوش بختانه، تمام اعضای تیم در آخرین لحظات قبل از وقوع حادثه بزرگ، توانستند با سرعت و دقت بسیار زیادی از محل خطر به جای امنی بروند.

💡 برخلاف آنچه همه فکر می‌کردند، خوش بختانه پروژه با موفقیت به پایان رسید و سرمایه‌گذاران توانستند سود بسیار خوبی را از این فعالیت اقتصادی به دست آورند.

💡 خوش بختانه، او توانست قبل از اینکه فرصت طلایی از دست برود، تصمیم درست را بگیرد و مسیر زندگی خود را به سمت آینده‌ای روشن تغییر دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران