لغت نامه دهخدا
خورشیدپیکر. [ خوَرْ / خُرْ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) آفتاب طلعت. ( آنندراج ). خوبروی. جمیل. ( ناظم الاطباء ): و پسر ماه منظر خورشیدپیکر چون درّ یتیم از وی یتیم ماند. ( سندبادنامه ص 149 ).
|| دارای نقش خورشید:
یکی زرد خورشیدپیکر درفش
سرش ماه زرین غلافش بنفش.فردوسی.