خودگیر
مترادفها
خودخواه، خودشیفته
متضادها
فداکار، ایثارگر، اجتماعی، همدل
لغت نامه دهخدا
خودگیر. [ خوَدْ / خُدْ ] ( نف مرکب ) متکبر. غیرفروتن. خودفروش.
جمله سازی با خودگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نام بر زبانها ننشسته راه خودگیر نقش نگین نگردی تا برتو جا نخندد
💡 هرچندکار فرداست امروز مفت خودگیر شاید دماغ وطاقت وقت دگر نباشد