از خود نخور

لغت نامه دهخدا

ازخودنخور. [ اَ خوَدْ / خُدْ ن َ خوَرْ/خُرْ ] ( نف مرکب ) در تداول عوام، آنکه گفتار دیگران نشنود و نپذیرد. مستبد برأی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که گفتار دیگران را نشنود و نپذیرد مستبد برائ ی.

جمله سازی با از خود نخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر درونت نیست راه از خود برون نا آمده تا که علت نگذرد صحت نمییابد سقیم

💡 سهیل ایوانی در طی حدود ۲۵ سال تلاش بی‌وقفه در عرصه موسیقی سنتی و محلی ایران بیش از ۳۰ آلبوم موسیقی از خود به یادگار گذاشت. او همچنین عضو کمیته سازهای ایرانی و آهنگسازان بود.

💡 این کتاب (اخلاق) تأثیر بسیاری بر فلاسفهٔ بعد از خود گذاشته است، به‌طور مثال:

💡 حیا از طینت‌ما جز ادب چیزی نمی‌خواهد فضولی‌گر همه از خود برآیی‌ ؟؟دنی دارد

💡 بقدر هر نفس از خود تهی باید شدن بید‌ل کسی نگذشت بی ‌این ‌کشتی از دریای بگذشتن

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز