خودتابی
مترادفها
ملامت خود، سرزنش خود
لغت نامه دهخدا
خودتابی. [ خوَدْ / خُدْ ] ( حامص مرکب ) عمل پیچیدن بخود بدون تابیدن. تابیدن بدون پیچاندن.
جمله سازی با خودتابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زلف خود را از بهر خودتابی روی خود را از بهر خودسازی