خوبی کردن

لغت نامه دهخدا

خوبی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احسان کردن. انعام کردن. لطف کردن. نیکی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خوبی کسی کردن؛ بخوبی یاد کردن او را. ( آنندراج ):
دیدم از تاب و تب عشق تو می سوزد رقیب
خوبیش کردم دعا گفتم نصیب دشمنان.اثر ( از آنندراج ).|| اجمال. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

احسان کردن انعام کردن

جمله سازی با خوبی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طول این سریال جنیفر لوپز بارها نماش داده می‌شود که از وی به عنوان فردی خودخواه که معنی دو کلمه مردم و خوبی کردن را نمی‌داند و با صفات تحقیر مکزیکی‌ها همچون تاکو بندر، خطاب می‌شود.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز