لغت نامه دهخدا
خوبی روی. [ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زیبایی صورت. رنگ روی خوب. رونق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوبی روی. [ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زیبایی صورت. رنگ روی خوب. رونق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
زیبایی صورت رنگ روی خوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به این سامانِ خوبی روی در مصر آوری ماهِ کنعان رونما سازد بهای خویش را
💡 بر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دید مه خوبی روی خویش بر طاق نهاد
💡 نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد
💡 ز خوبی روی مه را خیره کردی به رحمت خود چنانتر از چنانی
💡 شوخی خوی ترا قاعده دان ست خزان خوبی روی ترا آیینه دارست بهار
💡 لولو دریایی و دریای خوبی روی توست ای شگفتی هم تو دریایی و هم تو لولوی