خواران
متضادها
بزرگ، عزیز، شریف
لغت نامه دهخدا
خواران. [خوا / خا ] ( ق ) درحال خوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ( نف ) خورندگان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- روزی خواران؛ خوردندگان نعمت: و وظیفه روزی خواران را به فحشاء و منکر نبرد. ( گلستان سعدی ).
- میراث خواران؛ ارث برندگان.
- نعمت خواران؛ خورندگان روزی.
فرهنگ فارسی
در حال خوردن یا خورندگان
جمله سازی با خواران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مـنـظـور از (دو مشرق )، مشرق تابستان و مشرق زمستان است، كه به خاطر دو جا بودنآن دو چهار فصل پديد مى آيد، و ارزاق روزى خواران انتظام مى پذيرد.
💡 إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ایشان که خلاف میکنند با خدای و رسول او و در جز راه میروند. أُولئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ (۲۰). ایشانند که در گروه خوارتر همه خواراناند.
💡 عار دارم زانکه با زنهار خواران خو کنم یا چو در شد بسته جویم از لئیمان فتح باب
💡 حکم هشیاران کنی کز دست رندان می خورند گر تو ای شیرین ببینی شور می خواران خویش
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به شادی، بوسه خونآشام، دام، تازهبهدورانرسیدهها، فقط بلیط، کیک خواران و تازه شروع شده اشاره کرد.
💡 نادرستى گفته برخى از مفسرين كه گفته اند تشبيه ربا خوار به جن زده بيانحال ربا خواران در روز قيامت است