قصائد

لغت نامه دهخدا

قصائد. [ ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قصیدة.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قصیدة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع قصیده چکامه ها: فصحای عرب بقصاید سبعیات مفاخرت و مباهات می کردند.

جمله سازی با قصائد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلطان ولد به تقلید و اقتداء پدر، آثاری به نظم و نثر انشاء کرده و موجود است و از جمله آثار منظوم او یکی دیوان قصائد و غزلیات اوست که قبل از شروع به نظم ولدنامه آن را تمام کرده بود و بسیاری از غزلیات او اشتباهاً داخل کلیات شمس در هندوستان به طبع رسیده‌است.

💡 عبدالوهاب بیاتی در قصیده‌اش به نام قصائد حب الی عشتار، از ایشتار الهام گرفته‌است.

💡 پدرش میرزا حسن شیرازی بود. تحصیلاتش را در شیراز آغاز کرد و در دوازده سالگی برای ادامه تحصیل به نجف رفت. به زبان عربی تسلط یافت و در نشریات مصر مقالات و قصائد انتقادی به چاپ رساند. تحصیلاتش در عراق و دیگر کشورهای عربی حدود دوازده سال طول کشید و با پایان جنگ جهانی اول به ایران بازگشت.

💡 در اینجا شعراء قصائد و اشعاری در فضائل و سخاوت و کرم وی سراییدند و وی را تمجید و تحمید نمودند. حاتم گفت: «خواستم به شماها احسان نمایم، اما حالا که شماها بر من منت گذاشتید، من عهد بستم که گردن تمام شترهایم را بزنم، یا این‌که تمام شترها را بین خودتان تقسیم نمایید و بردارید.»

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز