خواجه احمد
لغت نامه دهخدا
خواجه احمد. [ خوا / خا ج َ / ج ِ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای گرم و 3700 تن سکنه، آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات و صیفی و پنبه است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و گلیم بافی است. راه فرعی و پاسگاه ژاندارمری دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای گرم و ۳۷٠٠ تن سکنه آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات و صیفی و پنبه.
جمله سازی با خواجه احمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۰۲ نفر (۱۷۶خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۳ نفر (۶۶خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۷۵ نفر (۴۴ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰۵ نفر (۱۲۲خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۳ نفر (۳۶خانوار) بودهاست.