خواب گذار

لغت نامه دهخدا

خواب گذار. [ خوا/ خا گ ُ ] ( نف مرکب ) معبر. ( محمودبن عمر ). تعبیررؤیاکننده. آنکه رؤیاها را تعبیر و تفسیر می کند. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خواب گزار شود:
ولی توکل تو بی نیاز داشت ترا
ز فال گوی و ز اخترشناس و خواب گذار.امیرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

معبر تعبیر رویا کننده

جمله سازی با خواب گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس به زلف تو دلها کنند ناله به شب نه کس به خواب گذاری رود نه خواب کنی