خواب ربودن

مترادف‌ها

بی‌خواب کردن

متضادها

آرامش یافتن

لغت نامه دهخدا

خواب ربودن. [خوا / خا رُ دَ ] ( مص مرکب ) خواب بردن. بخواب شدن: چون ظن افتاد که اهل خانه را خواب ربود مقدم دزدان هفت بار بگفت شولم شولم. ( کلیله و دمنه ).

جمله سازی با خواب ربودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غمزه اش با من مسکین به اشارت می گفت پیش من از تو خور و خواب ربودن سهلست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران