خنزر پنزر
فرهنگ معین
(خِ زِ. پِ زِ ) (اِمر. ) (عا. ) خِرت و پرت، اجناس کم بها.
ویکی واژه
(عا.)
خِرت و پرت، اجناس کم بها.
جمله سازی با خنزر پنزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خنزر پنزر در اصل یعنی اشیای گوناگون فرسوده، شکسته، از کار افتاده یا پاره و خنزر پنزری یعنی کسی که خنزر پنزر را گردآوری و خرید و فروش میکند.
💡 او با آن چهره خنزر پنزر و اخمهای پررنگش وارد اتاق شد و باعث شد که تمام حاضران در جلسه احساس ناامنی و اضطراب شدیدی کنند.
💡 وقتی معلم با حالت خنزر پنزر به دانشآموزان نگاه کرد، سکوت عمیقی در کلاس حکمفرما شد و هیچکس جرئت نداشت حتی یک کلمه حرف بزند.
💡 او همیشه با آن روی خنزر پنزر و رفتار تندش با همکارانش برخورد میکند، که این موضوع باعث شده هیچکس تمایلی به معاشرت با او نداشته باشد.