خنجست

لغت نامه دهخدا

خنجست. [خ َ ج َ ] ( اِخ ) نام مکانی است که افراسیاب از آنجا فرار کرده و بسلامت جست. ( از ناظم الاطباء ). ظاهراً دریاچه ارومیه:
برین جایگه برز چنگم بجست
دل و جانم از جستن او بخست
درین آب خنجست پنهان شده ست
بگفتم بتو راز چونان که هست.فردوسی.سوی راه خنجست بنهاد روی
همی راند شادان دل و راه جوی.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نام مکانی است که افراسیاب از آنجا فرار کرده و بسلامت جست.

فرهنگ اسم ها

اسم: خنجست (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: khanjast) (فارسی: خَنجست) (انگلیسی: khanjast)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی

جمله سازی با خنجست

💡 چو شیران و وستوی یزدان پرست ز عمان چو خنجست و چون پیل مست

💡 در شاهنامه فردوسی و در نسخه‌ای از نزهة القلوب نام چیچست به صورت خنجست آمده است (بارتولد، که آن را تصحیف همین اسم دانسته‌اند). از دیگر نامهای کهن این دریاچه، کبودان است.