خلیله

لغت نامه دهخدا

( خلیلة ) خلیلة. [ خ َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث خلیل که دوست خالص باشد. ( از منتهی الارب ). || زن درویش و مفلس. ( منتهی الارب ). ج، خلیلات، خلائل.

فرهنگ فارسی

مونث خلیل که دوست خالص باشد یا زن درویش و مفلس.

فرهنگ اسم ها

اسم: خلیله (دختر) (عربی) (تلفظ: khalile) (فارسی: خليله) (انگلیسی: khalile)
معنی: دوست خالص، ( مؤنث خلیل )

جمله سازی با خلیله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستای خلیله ده دار طببعت بکر و آب و هوای خوب دارد.

💡 همچنین روستای خلیله ده در تابستان مقصد خوبی برای گردشگران است.

💡 روستای خلیله ده حدود ۱۰۰خانه و۳۸۰نفر جمعیت دارد.