خلیل گر
لغت نامه دهخدا
خلیل گر. [ خ َ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاگریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. آب آن از چشمه بردسفید و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان فرشبافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بالا گریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. آب آن از چشمه برد سفید و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان فرشبافی و راه مالرو است.
جمله سازی با خلیل گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی میشکست بتکده آزری خلیل گر صورتی بشکل تو میساخت شوخ و شنگ
💡 چون به خلوت جشن سازد با خلیل گر بسوزد در نگنجد جبرئیل
💡 آتش نمرود کی گشتی گلستان بر خلیل گر به انساب جلیل او نجستی انتساب