خلچ

لغت نامه دهخدا

خلچ. [ خ َ ل َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای است از صحرانشینان و ترکان. ( برهان قاطع ). در شرفنامه منیری آمده است ولایتی است ازترکستان زمین و نیز اصلی است ترکان را:
خلچ شوشتری کرد فرمکی صفتست
ترکمان تتری غول بلوچی کبر است.مشفقی بلخی.رجوع به خلج در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

قبیله ای ترک که از قرن چهارم هجری در جنوب افغانستان کنونی بین سیستان و هند ساکن بودند.
نام طایفه ای است از صحرا نشینان و ترکان در شرفنامه منیری آمده است ولایتی است از ترکستان زمین و نیز اصلی است ترکان را.

جمله سازی با خلچ

💡 حمام گلستان مربوط به اواخر دوره زند است و در تفرش، محله خلچان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۰۵۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بهارستان روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آشتیان در استان مرکزی ایران است. رپستای بهارستان در ناحیه خلجستان واقع شده که به زبان خلچی صحبت میکنند.