خطا جستن
مترادفها
ایراد گرفتن، دنبال غلط گشتن
لغت نامه دهخدا
خطا جستن. [ خ َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) اشتباه یافتن. سهو یافتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
اشتباه یافتن سهو یافتن
جمله سازی با خطا جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جستن از مهر تو عاقل را بود محض خطا جستن مهر تو دانا را بود عین صواب
💡 برخی از منتقدان سختگیر همواره در تلاش هستند تا در آثار هنرمندان بزرگ، کوچکترین نواقص و خطا جستن را به عنوان وظیفه خود ببینند.
💡 در محیطهای کاری رقابتی، برخی افراد به جای همکاری، تمرکز خود را بر خطا جستن از عملکرد همکاران خود برای پیشرفت شخصی میگذارند.
💡 هدف اصلی یک بازرس کیفیت، پیدا کردن نقصها و خطا جستن در مراحل تولید است تا محصول نهایی کاملاً بینقص باشد.