خط پاکی

لغت نامه دهخدا

خط پاکی. [ خ َطْ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که بعد از فراغ از محاسبه بدست دهند و آنرا مفاصا نیز خوانند و در هندوستان به فارغ خطی شهرت دارد و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج ):
دلش بود ز آلودگی در شگفت
ز آلودگان خط پاکی گرفت.وحید ( از آنندراج ).دارد خط پاکی بکف از ساده دلیها
دیوانه ما را چه غم از روز حساب است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خطی که بعد از فراغ از محاسبه بدست دهند و در هندوستان به فارغ خطی شهرت دارد و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته.

جمله سازی با خط پاکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خط پاکی است گمنامی ز کلفت گوشه‌گیران را سیاهی در نگین نامداران خانه می‌سازد

💡 بر امید خط پاکی از جهان رنگ و بو هر چه دارد خرج دفتر می کند فصل خزان

💡 خط پاکی است ز تاراج خزان هر برگش هرکه چون سرو درین باغچه آزاد آمد

💡 ما ز بی برگ و نوایی خط پاکی داریم چه کند باد خزانی به رخ کاهی ما؟

💡 سر تراش امرد به پیشم موی سر بگشاد و رفت خانه من آمد امشب خط پاکی داد و رفت

💡 خط پاکی از جنون اینجا به دست آورده ام یکقلم روز قیامت با حسابم کار نیست

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز