خط ترسا
لغت نامه دهخدا
خط ترسا. [ خ َطْ طِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی باشد باژگونه ترسایان را که ازچپ براست برند مثل خط هندوان. ( آنندراج ). خط قوم ترسا که نهایت پرپیچ باشد. ( غیاث اللغات ):
فلک کژروتر است از خط ترسا
مرا دارد مسلسل راهب آسا.خاقانی.از قول درست تو جهان راستی آموخت
زآنگونه که برخاست کجی از خط ترسا.سنجر کاشی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خطی باشد باژگونه ترسایان را که از چپ براست براند مثل خط هندوان خط قوم ترسا که نهایت پر پیچ باشد.
جمله سازی با خط ترسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسیح وار پی راستی گرفت آن دل که باژ گونه روی بود چون خط ترسا
💡 به توکج رود هرکه چون خط ترسا بسوزاد قلبش چو قندیل راهب
💡 کز رشک سحرهاش ز حیرت رودبه عجز رای مسیح چون خط ترسا ز کژ روی
💡 سواد راستبینی کردنست ای بیخبر روشن خط ترسا هم اینجا آنقدر واژون نمیباشد
💡 کلک معنی در سواد مدعا بیلغزش است گر به صورت چون خط ترسا چلیپا رفتهایم
💡 بر ما مسلم است که منشور راستی بس واژگونتر از خط ترسا نوشتهایم