لغت نامه دهخدا
خضیری. [ خ ُ ض َ ] ( اِخ ) اسماعیل بن علی متوفی بسال 903 هَ. ق. از فاضلان زمان خود بود و او را تصانیف و رسائل مدونه و خطب و دیوان شعر است و کتاب نیکویی در علم قرائت دارد، به بغداد درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 1 چ 2 ص 316 ).
خضیری. [ خ ُ ض َ ] ( اِخ ) اسماعیل بن علی متوفی بسال 903 هَ. ق. از فاضلان زمان خود بود و او را تصانیف و رسائل مدونه و خطب و دیوان شعر است و کتاب نیکویی در علم قرائت دارد، به بغداد درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 1 چ 2 ص 316 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دره بست گز زیستگاه پرندگان مختلفی است و به دلیل وجود درختهای گوناگون و تنومند در طول درواه، و با وجود آب فراوان و بعد از ایجاد این سد بزرگ پرندگان بیشتری در اینجا جایگیر میشوند و لانه میسازند، از انواع پرندگان که در این منطقه میزیستهاند عبارتاند از: کبک، قُمری، بادخور، تیهو، خضیری (کراشکین)، بوکلو و «مرغ سلیمان» یا هدهد نام برد.
💡 از انواع پرندگان که در کشتزار تونهِ مُصَلی زندگی میکنند میتوان از کبک، قُمری، بادخور، تیهو، خضیری (کراشکین)، بوکلو و «مرغ سلیمان» یا هدهد، بلبل وصدها انواع پرنده کوچک وکوهستانی نام برد که بهویژه در فصل زمستان و بهار با آواز دلنشین خود این منطقه کوهستانی را شاد میکنند.